اين شعر رامدت ها قبل يعني دوم آذر 83 به نام جواد گنجعلي در وبلاگم گذاشته بودم كه يكي دو هفته قبل با يادآوري جواد كليدري معلوم شد اين شعر مال ايشان است. اين است كه در راستاي توجه به قانون كپي رايت، همين جا اعلام مي كنيم : كليه حقوق اين شعر براي جواد آقاي كليدري محفوظ است. دل و قلوه حقوقش هم مال هر کس که می خواهد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ضمنا وبلاگ ايشان هم فعال است . حتما سر بزنيد.

 

(قاتل مرا نکش)...صدای زنی خسته چند بار

این جمله را گریست و افتاد یک کنار

 

چاقو درست سینه زن را دريده بود

جوی غلیظ خون، عرق قاتل و ...فرار...

 

تاریک روشنای غم انگیز سینما

تبدیل شد به دشت بزرگی پر از غبار

 

مرد از کنار صندلی آرام دور شد

فریاد زد شبیه کلاغان که قار قار

 

افتاد روی صندلی بنز و دور شد

دیوانه ای به هیات یک مرد سوگوار

 

حالا گذشت سخت زمان با عبور دست

از بین نخ نما شده موهای آبشار

 

چیزی میان ثانیه ها جیغ می کشید

(بودن به از نبود شدن خاصه در بهار)

 

وحشت تمام سینه اورا فرا گرفت

شاید صدای جیغ زنی بود از نوار:

 

- قاتل مرا نکش به خدا دوست دارمت

- گمشو دروغ گوی...]سه تا نقطه[ زهرمار

 

چاقو درست سینه زن را درید و بعد

سیگار تیر و آتش و باران بی قرار...

 

فردا که روز مسخره ای بود می رسید

یعنی بدون جرم مرا می زنند دار

 

 

/ 9 نظر / 6 بازدید
شیدا ی تنها

سلام . ممنونم به من سر زدید .با تبادل لینک موافقید ؟ در ضمن من آقای مصلحی نیستم . من آبجی خانم اندیشه های روشن ابجی خانمم یادتون اومد . روزنامه قدس چاپشون کردین به خاطر اوردین ؟ مدتهاست منتظرم نیامدی ....... امیدوارم به خاطر اورده باشین .بیان حتما به باغ من منتظرتون هستم خدا نگه دار .

شیدا ی تنها

سلام .خوشحالم که شناختین.میگم امروز چه برو وبیایی هست بین باغ طوبی و خونه خلوت شما آره من هنوز اون دفتر رو دارم تنها یادگار به جا مونده از اون دوران خوش.راستی اقای احمدی فرد اگه از بچه های همون جلسه کسی رو می شناسید حتما ادرس باغ رو بهشون بدین از دیدن اونها خوشحال میشم .یاد ایامی که در گلشن مقامی داشتیم ؟ داشتیم ؟؟؟ نمیدونم شاید هم نداشتیم .به هر حال خیلی خوشحال شدم از حضورتون . در پناه خدای حسین (ع)

عفت زارع

سلام. جناب آقای احمدی فرد لطف می‌کنيد اين دوست وبلاگيمان (شيدای تنها) را به من معرفی کنيد؟ چون ايشان لطف کردند و برای من کامنت گذاشتند. دوست دارم ايشان را بشناسم. از لطف شما سپاسگزارم. موفق باشيد.

عفت زارع

سلام. آقای احمدی فرد شما را به ليست پيوندهايم اضافه کردم. احسنت بر انتخابهای زيبا و طبع نويسندگی زيباترتان. تا وصالی ديگر خدا نگهدار.

حامد عليزاده

سلام . دوست شما آقاي چيزي شبيه روزنامه در كامنت من نوشته بود كه قبل از سفر دانماركتان به روز شويد . يادت مي آيد كه برايت پيغام گذاشته بودم كه مي خواهم بروم دانمارك در فلان روزنامه ي كذايي مطلب بنويسم ؟ بنده ي خدا اين شوخي من با تو را جدي تلقي كرده بود . اميدوارم ايميلش را براي من بفرستد تا برايش توضيح بدهم قضيه چه بوده . يا حضرت زردشت سپنتمان .

سحر

هنوز هم برای ترانه گفتن نگاه تو را کم دارم... جای تو هميشه در کلام من خالی ست... می بينمت هميشه و همه جا... اگرچه بدون آن لبخند زيبای هميشگی ات صدايت را می شنوم!!! اگرچه با فريادی تلخ در گوشه ای از تنهايی خود تنهايم!!! من و خاطره هايم همچنان از تو و تصوير نگاهت سرشاريم!!! اما زندگيم عجيب از حضور مهربان تو خالی ست ... عزيز دل با من نماندی و با من نماندهيچ يک از شورهای شيرين زندگيم !!! بی تو چگونه هستم و راه می روم نمی دانم ؟؟؟ اما نه! می دانم! من فقط راه می روم اما نيستم! زنده ای بدون روح!مرده ای که راه می رود... زیبابود با تبادل لينك موافقم شما چطور؟ به من سر بزن مطمين باش پشيمون نميشي موفق باشي لي لي استار

نگین

گفتم که: ای پری رو ... رد کن شمــــــــاره ای تو گفتا :بکش خجالت ء گم شو ... چکاره ای تــــو؟! به روزم و مقدمتان گلباران ...