حامد عليزاده دوست من و تنها پل ارتباطي من با فضاي ادبيات است، كه البته اين پل هم از فرط باريكي به پل صراط گفته زكي!!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

مدت هاست ارتباطم با جلسه هاي شعر، نقد شعر،و هر محفلي كه بهانه ادبيات فراهم آمده باشد كم شده است. ادبيات اين روزها براي من سرزمين دوري است كه من در آن خاطره هاي خوشي داشته ام. ادبيات براي من حكم خاطره اي شخصي پيدا كرده است. خاطره اي كه ترجيح مي دهم فقط براي خودم باقي بماند. با اين همه هنوز هراز گاهي حامد را مي بينم و شعري مي شنوم ، به اين اميد كه روزي دوباره به سرزمين شعر برگردم. سرانجام يك روز كه دريا آرام باشد، رابينسون قايق دست سازش را كه حاصل چند بهار و زمستان است، به آب مي اندازد و جزيره تنهايي هايش را ترك مي كند.

اين شعر از حامد را بخوانيد:

 

زهد آخر مي پرستي را به جان خواهد خريد

بهترين كالاي هستي را به جان خواهد خريد

آن كه سر در كسب دارد عقل را خواهد فروخت

آن كه دارد عقل مستي را به جان خواهد خريد

ساقيا! با سرخي مي چهره ما را بساز

بوم امشب رنگ شستي را به جان خواهد خريد

اي غم صد رنگ! اين دل صاف تر از آينه است

باز هر نقشي كه بستي را به جان خواهد خريد

مثل آتش خاك بر سر، مثل گل پژمرده ايم

هر كه در اوج است پستي را به جان خواهد خريد

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

سلام ، شعر بود وشور انگیز ، در بار گاه عشق شما بار یافتم دل را درین بهشت گرفتار یافتم با این که چهره های مجازی ندیدنیست شادم ازین که فرصت دیدار یافتم

عفت زارع

دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را...

بن بهمان توسی

سلام مرا به استاد (!) عليزاده برسانيد .

حسين قلی

یکی از دوستانم می خواست به طور صریح نظرم را در مورد یک شعر بداند (از همون شعر های ادونسگاردی که خیلی از ما به هوای اینکه حرفی ندارد از کنارش می گذریم بدون اینکه بیندیشیم که ما در این شعر حرفی برای گفتن نداریم) ومن توضیح دادم که این شعر مانند یه مدل غذاست که فقط برای خوردنش یه مدل قاشق یا چنگال خاص میخوای وتازه شاید دفه اول زیاد از طعمش خوشت نیاد حالا این سید مهدی موسوی ما بدون قاشق وچنگال میخواد پست مدرن کار کنه . نمیخوام بحث گذار رو مطرح کنم واینکه برای رسیدن به پسامدرن باید از مدرن گذر کرد به خاطر اینکه حتی بحث به اونجا هم نمی رسه. مهدی موسوی در این مقاله طوری صحبت می کنه که انگار فقط به طرز مبهمی یه چیزایی در مورد الفبای پست مدرن شنیده یا خونده. اشتباهات و تصورات ایشان کلی است . من پیشنهاد می کنم ابتدا ترجمه های معتبری از نقد جدید و استراکچرالیسم و پستاستراکچرالیسم وفرمالیسم روسی وآمریکایی و دفرنس(متفاوط نویسی)و دکانستراکشن وحتی مارکسیسم و فرویدیسم را بخوانی تا به تعریف و تصور دقیقی از ادبیات جدید (آنچه در سراسر دنیا پیرامونش بحث می شود) برسی و بعد تازه بفهمی پست مدرنها چه می گویند