امروز ۲۹ بهمن ماه، روز سپندارمذگان است.كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از قرن ها پيشتر، روزي موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي است! اين روز "سپندارمذگان" يا "اسفندارمذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشت اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز اسمي  داشته اند. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين يعني گستراننده، مقدس، فروتن است. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اين شعر و اين شعر را هم به عنوان هديه از خانه خلوت من قبول كنيد.

 

 

/ 9 نظر / 3 بازدید
حامد عليزاده

سلام . جناب آقاي احمدي فرد ! من نيت هاي شوم و پليد خود را كنار گذاشتم و به دامان اسلام بازگشتم و توبه كردم . سپس دوباره از نو مطالب وبلاگ شما را خواندم و متوجه شدم كه مطالب شما نه تنها چندپهلو نيست بلكه يك پهلو بيشتر ندارد . اي تك پهلو ! اي پهلو به پهلو ي اسلام ! اي آگاهي بخش ! اي رسالت خبر رساني ! من همين جا رسما طلب استغفار مي كنم .

يسنا

کاش از جشن زنان هم که از ديرباز در ايران اين ماه برگزار ميشود هم اشاره ميکرديد البته خودم اين کار رادر وبم خواهم کرد به هر حال ممنون

عفت زارع

سلام. خسته نباشيد... به اميد توفيق در پاسداشت آيينهای ملی و مذهبی مان و آرزوی اینکه هر روز زندگیتان روز عشق و دوستی باشد... هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق.........

مهدی

سلام. نمی دونم وبلاگ داشتيد و من بی خبر بودم يا اينکه چی اما به هرحال شديدا مبارک باشه

نگین

مردها کین گریه در فقدان همسر میـــــــــــــــکنند بعد مرگ همسر خود..خاک بر سر میــــــــــــــکنند... جناب احمدی فرد با کار تازه ای آماده ام که ميزبان دوستان گرامی چون شما باشم . خوشدل و تندرست باشید...

ensiye

سلام.ممنون که سر زديد.من که چند ماهه اين وبلاگ رو راه انداختم.لينکش رو هم توی اون يکی وبلاگ گذاشتم.فکر کردم ميدونيد.به هر حال ببخشيد.حالا که آدرسشو ياد گرفتيد بازم سر بزنيد.خوشحال ميشم.

قاسم رفیعا

حسن جان خوشحالم که به من سر می زنی . اميد وارم خدا تو را از روزنامه قدس نجات دهد وبه دامن کثيف استکبار جهانی و حامد عليزاده گرفتار کند . ای هلوی پوست کنده !ای روزنامه نگار وابسته وارسته و ای دست نيمه فربه قديم . واقعا ديدن حسينی راد و مجيد نظافت به ماهی چقدر می ارزد که نمی روی خودکشی کنی

چيزي شبيه روزنامه

لطفا پاسخي دندان شكن و يا شفاف در خصوص سوالات قاسم رفيعا بدهيد

حافظ ايماني

به گربه ها فكر مي كنم ! كه به راحتي به كاخ هاي رياست جمهوري ميروند ... تنها خواستم عرض ادبي كرده باشم حسن جان