اين هفته از پس ماه ها دوری از جلسات و محافل شعری قرار شده با حامد عليزاده به جلسه شعر استاد محمد قهرمان برويم. همين بهانه کافی است تا وبلاگم را با شعری از ايشان به روز کنم .آن هم بعد از مدت ها.

شب از آغوش گُل، بالین و بستر می کند شبنم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سحرگاهان سفر، با دیده ی تر می کند شبنم

 

نگاه گرم جانان، بال پرواز است عاشق را

به سوی آسمان، پرواز بی پر می کند شبنم

 

اگر چون قطره اشکی شب، ز چشم آسمان افتد

سحر از چشمه ی خورشید، سر بر می کند شبنم

 

مرا از این دل ناکام، شرم آید چو می بینم

شبی تا صبح در آغوش گُل، سر می کند شبنم

 

جدایی، سخت باشد آشنایان را ز یکدیگر

وداع بوستان با دیده ی تر می کند شبنم

 

نمی کاهد اگر از عمر عاشق، وصل گلرویان

چرا از خنده ی گُل، عمر کمتر می کند شبنم؟

 

 

 

/ 2 نظر / 5 بازدید
یه معلم

به احتمال زیاد برای اولین بار است که این جا می آیم . امیدوارم که موفق باشید .فکر کنم خراسانی باشید. راستی اگه معلمی می شناختید که وبلاگ دارن به من خبر بدید .

حامد عليزاده

درود . ايضا درود . حسن آقا ! به زحمت سه چهار تا غزل باحال آماده كن كه پيش حضرت والا بخواني . تا بعد .