پرنده باز آمد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

و شاخه زيتوني در منقار داشت

و ستاره اي شش پر، قلبش را دريده بود

 

سوگند به انجير و زيتون

و شباني كه از كوهي مقدس فرود مي آيد

كه خواهد شد آن چه نوشته شده است در كتابي روشن

 

به سرزمين مبارك قسم

و پيامبري امين كه نماز گزارد

رو به سجده گاهي در دور ترين جاي

كه روز وعده داده شده نزديك است

كه كودكان با سنگي در مشت به دنيا مي آيند

و مي چرخانند فلاخني را

كه از نياي باستاني شان باقي است

پس به درستي كه سپاه خداوند غلبه خواهد كرد

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
يامان

آيا اين متنی بود از کتاب مقدس

وحيد

حسن جان دلم برايت تنگ شده چشام چه بيرنگ شده