اين شعر–  يعني همين شعري كه اين زير آمده –  را من با اجراي غلام حسين غفاري ، از خواننده هاي محلي تربت جام ، شنيده ام . شعر ساده و بي پيرايه اي است . درست مثل طبيعت دشت جام . در این شعر، شاعر از گوسفندش می گوید و این که چقدر اورا دوست داشته و این که گوسفندش را یاغی ها برده اند و او تفنگی نداشته تا " خال گردن" اش را برگرداند.

فقط براي خوانش بهتر شعر به سه نكته توجه كنيد:  یکی  به " ی "های ساکن که مثل "ی" چای تلفظ می شوند و باید با سکون به کلمه بعدی بچسبند . اشكالات وزني و قافيه اي هم كه در بعضي از بيت ها وجود دارند ، در هنگام اجرا به خاطر كشيدگي كلمات كمتر به چشم مي آيند . يا به عبارت درست تر ، به گوش مي خورند و نكته آخر اين كه ، كلمه هاي داخل گيومه ظاهرا اسم مكان يا شي خاصي هستند.

 

خال گردن خال خالي

پشماي تور كنم قالي

از قالي هاي«سكاري»

دارم داغ خال گردن

گل مشتاق خال گردن

 

خال گردنم حوري بود

تخم قوچ بوري بود

دسترنج مزدوري بود

 دارم داغ خال گردن

گل مشتاق خال گردن

 

خال گردنم سحر زيد(1)

بم مين دو كمر زيد

يك حور و يك قمر زيد

دارم داغ خال گردن

گل مشتاق خال گردن

 

در پيلو(2)  «رزمينه»

خال گردنم رم مينه

عمر چوپور(3)  كم مينه

دارم داغ خال گردن

گل مشتاق خال گردن

 

در چاهاي فيروزه

او مي كشم سه روزه

خال گردنم نسوزه

دارم داغ خال گردن

گل مشتاق خال گردن

 

خال گردنر ياغي برد

از شله(4)  «طاقي» برد

قزغن(5) هاي خالير برد

دارم داغ خال گردن

گل مشتاق خال گردن

 

يك قوچ دادم دويست ميش

زانو زدم رفتم پيش

با مو نكردن سازش

دارم داغ خال گردن

گل مشتاق خال گردن

 

او ابركاي تيره

ندارم يك سه تيره

خال گردنم نميره

دارم داغ خال گردن

گل مشتاق خال گردن

 

خال گردن بود ميش مه

بردن اور از پيش مه

درداي او بم چيش مه

دارم داغ خال گردن

گل مشتاق خال گردن

--

1- زيد بر وزن قيد : زاييد

2- گاش ، محلي براي نگه داري گوسفندان در صحرا مخصوصا در شب ها

3- چوپان را

4- راه ميان كوه

5- قابلمه بزرگ

 

 

لینک نوشته